چطور بدن به مغز کمک میکند تا بهتر فکر کند؟

تقریباً همه ما این صحنه را تجربه کردهایم: وقتی در حال صحبت کردن هستیم، دستهایمان بیاختیار حرکت میکنند، مسیرها را نشان میدهند، اندازهها را ترسیم میکنند، یا حتی چیزی نامرئی را در هوا شکل میدهند. اما نکته جالب اینجاست که این اتفاق فقط وقتی که کسی روبهروی ما باشد رخ نمیدهد. حتی وقتی طرف مقابل اصلاً ما را نمیبیند، مثل زمانی که با تلفن صحبت میکنیم، باز هم دستهایمان تکان میخورند. این سؤال از همینجا شروع میشود: اگر کسی قرار نیست این حرکات را ببیند، چرا اصلاً آنها را انجام میدهیم؟
دستها، ابزار پنهان فکر کردن
در نگاه اول، ژستها بخشی
از ارتباط به نظر
میرسند. اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، میبینیم که آنها قبل از اینکه برای دیگران
باشند، برای خود ما هستند.
وقتی در حال توضیح یک مطلب،
مثلاً نحوه رسیدن به یک مکان یا انجام یک کار هستید، اغلب دستهایتان شروع که به شفاف
کردن مطلب میکنند. انگار مغز برای اینکه فکرش را مرتب کند، از بدن کمک
میگیرد.
این موضوع یک نکته مهم
را روشن میکند: فکر کردن یک کار
ذهنیِ خالص نیست؛ بخشی از آن در بدن اتفاق میافتد. به همین دلیل است که وقتی دستهایتان
را بیحرکت نگه میدارید، گاهی توضیح دادن یا حتی فکر کردن سختتر بنظر میرسد.
وقتی ذهن شلوغ میشود، بدن وارد عمل میشود
یکی از کاربردیترین
یافتهها درباره ژستهای بدنی این است که آنها به کاهش بار شناختی
کمک میکنند. به زبان سادهتر، وقتی مغز درگیر یک کار پیچیده مثل پیدا کردن کلمات مناسب
یا توضیح یک مفهوم است، دستها وارد عمل میشوند تا بخشی از این فشار را کم کنند.
مثلاً:
- وقتی
دنبال یک کلمه میگردید، ممکن است ناخودآگاه با دستتان شکل آن را نشان دهید.
- یا
وقتی میخواهید چیزی را به خاطر آورید، دستهایتان همراه با فکر حرکت میکنند.
در واقع، بدن در حال کمککردن
به مغز است تا کارش را بهتر انجام دهد.
این دیدگاه، یک تصور
قدیمی را تغییر میدهد: ما فکر میکردیم ذهن فرمان میدهد و بدن فقط اجرا میکند، اما
حالا میدانیم که بدن هم در فرایند تفکر نقش دارد.
ژستها قبل از کلمات میآیند
یک نکته ظریف اما مهم
این است که ژستها همیشه همزمان با حرف زدن نیستند. گاهی حتی قبل از اینکه جملهای
را کامل کنیم، دستها شروع به حرکت میکنند. این یعنی چه؟
یعنی ممکن است ذهن شما
هنوز جمله را کامل نساخته باشد، اما ایدهی کلی در حال شکلگیری است؛ و این ایده قبل
از اینکه به زبان بیاید، خودش را در حرکات بدن نشان میدهد. به همین دلیل است که
گاهی میدانید چه میخواهید بگویید، اما کلماتش را پیدا نمیکنید. در این لحظه،
دستها کمک میکنند تا فاصله بین «فکر» و «کلمات» پر شود.
آیا ژست گرفتن یادگرفتنی است؟
شاید تصور کنیم ژست و
حرکات بدنی چیزی است که از دیگران یاد میگیریم، اما شواهد نشان میدهد که ماجرا عمیقتر
از این حرفهاست. حتی افرادی که از بدو تولد نابینا هستند و هیچوقت ژستهای دیگران
را ندیدهاند هنگام صحبت کردن دستهایشان را حرکت میدهند!
این یعنی:
- ژستها
فقط تقلید از دیگران نیستند.
- بلکه
بخشی از ساختار طبیعی مغز و بدن انساناند.
به بیان سادهتر، ما
برای ژست گرفتن آموزش نمیبینیم؛ ما با این توانایی به دنیا میآییم.
این موضوع چه کاربردی در زندگی روزمره دارد؟
شاید این سؤال پیش بیاید
که دانستن همه اینها چه فایدهای دارد؟ در واقع، این موضوع میتواند خیلی کاربردیتر
از چیزی باشد که به نظر میرسد:
1.
اگر میخواهید بهتر توضیح دهید، دستهایتان را
محدود نکنید
مخصوصاً در تدریس، ارائه
یا حتی مکالمههای روزمره، استفاده از ژستها باعث میشود هم خودتان بهتر فکر
کنید، هم مخاطب بهتر بفهمد.
2.
وقتی در فکر کردن گیر کردهاید، حرکت کنید
حتی حرکت ساده دستها میتواند
به جریان فکر کمک کند و یک فرایند شناختی واقعی را راه بیندازند.
3. درک بهتری از دیگران پیدا کنید
وقتی به ژستهای دیگران
توجه کنید، گاهی میتوانید چیزهایی را بفهمید که هنوز در کلمات نیامدهاند.
پس به خاطر بسپاریم: ما هم با ذهن و هم با بدنمان فکر میکنیم
در نهایت، این موضوع ما را به یک دیدگاه جالب میرساند، ذهن و بدن دو چیز جدا از هم نیستند؛ آنها با هم فکر میکنند. ژستها فقط حرکات اضافی یا نمایشی نیستند. آنها بخشی از زبان پنهان ذهن ما هستند؛ زبانی که حتی وقتی کسی آن را نمیبیند، باز هم فعال است.
شاید دفعه بعد که در حال صحبت کردن بودید و دستهایتان بیاختیار حرکت کردند، نگاهتان به این موضوع تغییر کند. این کار فقط یک عادت نیست، نشانهای است از اینکه فکر کردن شما، فقط در سرتان اتفاق نمیافتد.
ترجمه و بازنویسی:
سوسن سلطانی
روانشناس شناختی


